راز محبوبیت و ماندگاری کاپیتان‌های جهان فوتبال

وبسایت رسمی برنامه نود – کاپیتان‌های ملی و باشگاهی محبوب در فوتبال ایران و جهان زیادند که راز ماندگاری آنها مردمداری و رفتار و گفتار آنها در خارج از میدان مسابقه است.

به گزارش وبسایت نود و نقل از فارس،کاپیتان اصطلاحی است در فوتبال، برای بازیکنی که رهبر تیم در بازی است. معمولاً کاپیتان، بازیکنی است که از بقیه مسن‌تر و باتجربه‌تر است و یا توانایی تأثیرگذاری بالایی در بازی دارد. کاپیتان برای شناخته‌شدن یک بازوبند به بازوی خود می‌بندد.

این تعریف کاپیتان است اما آیا هر کسی بازوبندی چند گرمی و رنگی بر بازو بست و باتجربه‌تر و مسن‌تر بود می‌تواند بازیکن محبوب و مقبول هم باشد؟ به دست آوردن بازوبند کاپیتانی در تیم‌های بزرگ باشگاهی و تیم‌های ملی آسان نیست اما لزوما هرکسی هم به بازوبند کاپیتانی رسید هم محبوب و مقبول نمی‌شود و نمی‌تواند محبوبیتی ماندگار و اسطوره‌ای پیدا کند.

در تاریخ فوتبال جهان کاپیتان‌هایی که فقط در دوران بازی‌شان ماندگار بوده‌اند و بعد از خداحافظی از دنیای فوتبال دیگر کسی از آنها یاد نکرده کم نیستند حتی کاپیتان‌هایی بوده‌اند که با وجود آنکه بازیکنان بزرگی بوده‌اند اما به دلیل بدرفتاری و گاهی اوقات رفتاهای ضدورزشی بازوبند را از دست داده‌اند.

جان تری کاپیتان تیم ملی انگلیس یکی از شاخص‌ترین‌هاست. رسوایی اخلاقی که او به بار آورد جان‌تری را یک‌باره از عرش به فرش آورد و نزد افکار عمومی انگلیس این بازیکن منفور شد و تا مدت‌ها در ورزشگاه هو می‌شد اما کاپیتان‌هایی که همیشه در قلب مردم فوتبالدوستان دنیا مانده‌اند تعدادشان بسیار بسیار زیاد است. بازیکنان بزرگی که هنوز هم مردم آنها را دوست دارند و خاطرات زیادی با بردها و باخت‌هایشان دارند.

رائول گونزالس کاپیتان سابق رئال مادرید یکی از محبوب‌ترین کاپیتان‌های تاریخ است، بازیکنی که حتی با وجود آنکه دیگر در باشگاه رئال حضور ندارد همچنان محبوب هواداران است.

کارلوس پویول کاپیتان تیم بارسلونا هم یکی از محبوب‌ترین کاپیتان‌های جهان است. بازیکنی که بعد خداحافظی‌اش از دنیای بازیگری همچنان محبوب است.

فرانچسکو توتی کایپتان باشگاه رم هم یکی از محبوب‌ترین فوتبالیست‌های ایتالیاست.

اینها فقط مشتی از خروار کاپیتان‌های محبوب هستند. در رده ملی هم کاپیتان‌های بزرگ و محبوب کم نبوده‌اند از دکتر سوکراتس برزیلی تا دیگو مارادونای آرژانتینی و پائولومالدینی ایتالیایی، بکن باوئر آلمانی و… این نفرات که سال‌هاست از دنیای بازیگری خداحافظی کرده‌اند اما در بین فوتبالدوستان جهان جایگاهی ویژه دارند. حتی لوتار ماتئوس آلمانی و پائولو مالدینی ایتالیایی وقتی به ایران می‌آید هوادارانش برای استقبال از آنها به فرودگاه رفتند.

در فوتبال ایران هم کاپیتان‌های بزرگ و محبوب باشگاهی کم نبوده‌اند. ناصر حجازی و علی پروین شاید شاخص‌ترین آنها باشند کاپیتان‌هایی که در استقلال و پرسپولیس و تیم ملی خوش درخشیدند و محبوب و جاودانه و اسطوره‌ای هم شدند و حتی هواداران تیم رقیب نیز برای آنها احترام خاصی قائل بودند.

در پرسپولیس کاپیتان‌هایی مثل محمد پنجعلی، فرشاد پیوس، مهدی مهدوی‌کیا، علی کریمی، احمدرضا عابدزاده، کریم باقری و… هنوز هم محبوب‌تر از برخی ستاره‌های تازه به دوران رسیده امروزی در فوتبالمان هستند.

استقلال هم کاپیتان‌های محبوب و اسطوره‌ای زیاد دارد؛ایرج دانایی‌فر، شاهین بیانی، علیرضا منصوریان، اصغر حاجیلو، جواد زرینچه، فرهاد مجیدی و… هم کاپیتان‌های آبی هستند که هنوز هم از خیلی بازیکنان امروزی محبوب‌تر هستند.

کاپیتان‌ها بازیکنان شاخصی هستند که اگر بتوانند در کردار و گفتار غیر فوتبالی خود هم خیلی مسایل را رعایت کنند و به اصطلاح مردمدار و اجتماعی باشند یاد و خاطره‌شان سال‌های سال در اذهان فوتبالدوستان باقی می‌ماند برخی از کاپیتان‌ها آنقدر دوست داشتنی هستند که حتی اگر در مقطعی دچار افت فنی  شوند هواداران آنها را دوست دارند ایگر کاسیاس کاپیتان کنونی رئال مصداق خوبی برای این گفته است.

کاپیتانی فقط یک بازوبند چند گرمی و رنگی نیست بازیکنی در یاد فوتبالی‌ها و فوتبالدوستان می‌ماند که در عمل و نه در شعار بازیکن بزرگی از نظر اخلاق و کردار اجتماعی باشد.

سیروس قایقران و حمید علیدوستی نمونه‌های خوبی برای این مثال هستند مردانی محبوب که هیچ وقت در استقلال و پرسپولیس هم حضور نداشتند نمونه‌های خوبی از کاپیتان‌های مردمی فوتبال ایران هستند.

اگر امروزه پس از گذشت ۱۷سال از درگذشت قایقران همچنان اهالی فوتبال خودشان را برای گرامیداشت یاد و خاطره سیروس به یاد ماندنی به انزلی می رسانند و در کنار مردم این شهر یادش را گرامی می‌دارند، به این دلیل است که قایقران با جان و دل برای تیمش بازی کرد،‌ این کاپیتان فقید در تیم ملی یک باند داشت، آن هم نامش ایران بود. نامی که برای موفقیتش از هیچ کوششی دریغ نمی کرد. مرحوم قایقران یک کاپیتان واقعی برای فوتبال ایران بود، صحبت‌هایش الگویی برای علاقمندان به ورزش بود.

اگر امروزه همچنان از ناصر حجازی به نیکی یاد می کنند و همچنان مردم دوستش دارند به این دلیل است که حجازی چیزی را برای خودش نخواست و در یک بازی گروهی منافع تیمی را به هر چیز دیگری ترجیح داد.

علی پروین همچنان سلطان فوتبال ایرانی است، سلطانی که وقتی بازوبند را بازو می بست فارق از هر باند و جناحی می خواست تیمش پیروز شود.

پس نباید فراموش کرد که این بازوبندهای چند گرمی نمی توانند عاملی برای جاودانه شدن یک فرد در قلب میلیون ها هوادارا باشند. مردم خیلی خوب مسایل را می بینند و به درستی هم می توانند بعدها قضاوت های اساسی در مورد کاپیتان های تیم‌شان داشته باشند.

امید است فوتبال ایران همچون سال های نه چندان دور بتواند کاپیتان هایی را پرورش دهد که الگوهای خوبی هم به لحاظ ورزشی و هم به لحاظ اخلاقی برای جوانان این مرز و بوم باشد.

 

کد/۲۰۲۰

۹۰tv.ir | پایگاه رسمی برنامه ۹۰ –

راز تبلیغ پارس آنلاین دور زمین رئال مادرید کشف شد

وبسایت رسمی برنامه نود –  تبلیغ پارس آنلاین روی بیلبورد دور زمین بازی دو تیم اتلتیکو مادرید و رئال مادرید با وجود هدفمندسازی تبلیغات، چندان چیز عجیبی به نظر نمی‌رسد.

به گزارش وبسایت نود ، در جریان پخش بازی دو تیم اتلتیکو مادرید و رئال مادرید،‌تبلیغات دور زمین بازی توجه مخاطبان برنامه تلویزیونی را برانگیخت.اما با توجه به گستره عمیق تبلیغات دیجیتال، از این پس باید منتظر اقدامات بیشتری در این قالب بود.

برپایه این گزارش،‌شرکت آوی‌سی فوتبال ابتکار جدیدی برای تبلیغات دور زمین به کار برده که تبلیغات را هدفمند می‌کند و برای هر نقطه تبلیغات مرتبط را نشان می‌دهد. این نکته‌ای است که از نگاه مخاطبان تلویزیونی دور مانده است.

به نظر می‌رسد ترفند هدفمندسازی تبلیغات در بهترین حالت به اینجا می‌رسد که شرکت‌های ایرانی نیز می‌توانند برای بازی‌های مهمی نظیر آرژانتین و برزیل تبلیغات دهند و از مجری پخش تبلیغات بخواهند که آن را تنها برای منطقه خاورمیانه به نمایش درآورد.

“آوی‌سی فوتبال” در معرفی خود آورده است که یکی از معدود آژانس‌های تبلیغاتی هستیم که قادر به انجام چنین کاری بوده و می‌توانیم تبلیغات دیجیتال را جایگزین یکدیگر کنیم.

این شرکت قادر است به عنوان مثال پخش تبلیغات کنار زمین بازی بارسلونا و رئال مادرید در لالیگا را برای کشورهای مختلف، به شکلی متفاوت نمایش دهد.

این شرکت روش خود را نوعی ساختارشکنی در ارائه تبلیغات دانسته که هزینه انجام تبلیغات را نیز نسبت کمپین‌ها بسیار کاهش داده و به هیچ عنوان قابل قیاس با تعرفه تبلیغات تلویزیون‌های سراسری نیست.

 

کد/۲۰۲۰

۹۰tv.ir | پایگاه رسمی برنامه ۹۰ –

علی کریمی راز برادرش را فاش کرد/ فرشید استقلالی بود!

وبسایت رسمی برنامه نود – علی کریمی می‌گوید در خانواده آنها همه پرسپولیسی بوده‌اند به جز فرشید کریمی.

به گزارش وبسایت نود ، علی کریمی که مصاحبه مفصلی را با برنامه نود انجام داده بود، در بخشی از صحبت‌هایش گفت: در خانواده ما همه پرسپولیسی بودند به جز یک نفر. فرشید در خانواده ما استقلالی بود.

وی افزود: من حتی با استقلال هم قرارداد داخلی بسته بودم ولی بعد از پیشنهاد امیر عابدینی با مبلغی پایین تر به پرسپولیس رفتم.

فرشید کریمی چند سال دروازه بان تیم فوتبال پرسپولیس بود.

 

کد/۲۰۲۰

۹۰tv.ir | پایگاه رسمی برنامه ۹۰ –

علی کریمی راز بازگشتش به پرسپولیس را فاش کرد

وبسایت رسمی برنامه نود – بخش دوم مصاحبه مفصل علی کریمی با برنامه نود دوشنبه شب روی آنتن رفت که این صحبت‌ها را در زیر می‌خوانید:

خودجوش مربی شدم!
بدون گرفتن مدرک مربیگری وارد این عرصه شدم. گفتیم خودجوش یک حرکتی بکنیم! جا دارد از کی‌روش تشکر کنم.

به فوتبال بازی کردن ما گیر می دادند
دوران کودکی من مثل بقیه آدمها گذشت. همسایه ها همیشه از دست ما شاکی بودند چون شیشه های آنها را می شکستیم خانواده من هم مخالف فوتبال بود. البته پدرم چون والیبال بازی می کرد خیلی مخالف نبود ولی کلا دوست داشتند ما درس بخوانیم و به فوتبال گیر می دادند.

پسوندم را حذف کردم
پسوند ما پاشکی است. البته چون اسمم طولانی می شد و گاهی مرا با این پسوند صدا می زدند این پسوند را برداشتم. پاشک روستای محل تولد پدرم بود و نزدیک سیاهکل است.

شروع کریمی شدن
آن موقع که در سالن بودم، در حد نوجوانان و جوانان بود. استارت بازی های من از داخل سالن بود.

تعویض گرمکنها بعد از قهرمانی
یادم نمی آید وقتی داخل سالن قهرمان شدیم به ما فرش داده باشند ولی به ما یکدست گرمکن دادند که سبز بود و ما گرمکنهایمان را با تیم آتشنشانی که قرمز بود عوض کردیم.

فرشید استقلالی بود
همه ما در خانواده پرسپولیسی بودیم به جز فرشید! من حتی با استقلال هم قرارداد داخلی بستم. آن موقع با کامران منزوی با مبلغ ۵ میلیون تومان با استقلال قرارداد بستم ولی قرارداد داخلی اعتبار نداشت. امیر عابدینی ما را گرفت و با مبلغی به مراتب پایین تر به پرسپولیس برد.

حقوق ۷۰۰ تومانی در نفت
آن موقع که نوجوانان نفت بودم پولی به ما می دادند که بیشتر برای ایاب و ذهاب بود ولی کم کم حقوق ما از ۷۰۰ تومان شروع شد و آخر سر که گل سرسبد تیم شده بودیم به ما ۳ هزار تومان می دادند.

عابدینی گفت کارگر ساختمانی می گرفتم بهتر بود!
بازی دوم یا سوم من با پرسپولیس بود. مهدوی کیا هم می خواست خداحافظی کند. امیر عابدینی بین دو نیمه آمد و گفت که اگر به جای تو کارگر ساختمانی می گرفتم بهتر بود. آن موقع ایشان به ما لطف داشتند!

جو گیر شدم و داور را زدم!
وقتی یک داور یکطرفه سوت می زند، هر کاری کنی سوتش بر نمی گردد. آن موقع ۱۹، ۲۰ ساله بودم که جو ما را گرفت و داور را زدیم. علی آقا هم که به ما گفت برو یک مدت استراحت کن! ما هم از خدا خواسته.

فرش های عابدینی جواب نداد!
بعد از محرومیتم، هر هفته می گفتند یک خبر خوش در راه است. می گفتند رابطه داریوش مصطفوی با پیتر خوب است و کریمی بخشیده می شود. حتی می گفتند امیر عابدینی هم فرش می دهد تا من بخشیده شوم ولی فرش ها جواب نداد؛ فکر کنم آنها را خُشکه حساب می کرد!

آن موقع ایام به کام آقایان بود
در این قسمت، عادل فردوسی پور خاطره ای را از علی کریمی و لایی زدن او به علی دایی  در بازی های سالنی ذکر کرد که واکنش کریمی به این خاطره اینگونه بود: آن موقع ایام به کام آقایان بود. در تیم ملی هم که بودند. ولی خوب است آدم در هر موقعیتی که قرار می گیرد همه چیز را رعایت کند و به دیگران از بالا نگاه نکند.

حرف بدی نزدم
آن موقع که گفتم خدا دایی را بغل کرده است، حرف بدی نزدم. بعدا در مصاحبه ای گفتم خدا مرا هم بغل کرده و هم ماچم کرده که به اینجا رسیده ام!

نروید تیترش را پیدا کنید!
فردوسی پور نقل قول دیگری از کریمی مبنی بر اینکه اگر پول فوتبال را از راه دیگری به دست می آوردم، فوتبال را کنار می گذاشتم مطرح کرد. کریمی گفت: من چنین چیزی یادم نمی آید. حالا اینرا می گویم نروید تیترش را پیدا کنید و بیاورید!

نزدیک بود در فرودگاه از رفتن به بایرن پشیمان شوم
روی ضعیف بودن لیگ امارات خیلی بحث بود ولی من از همان لیگ راهی آلمان شدم. مسئولان باشگاه الاهلی اصرار زیادی داشتند که در این تیم بمانم. حتی وقتی می خواستم در فرودگاه به آلمان بروم، مبلغ وحشتناکی پیشنهاد دادند که نزدیک بود پشیمان شوم ولی آقای جلالی نگذاشت بمانیم. گفتیم حالا که تا فرودگاه آمده ایم خیلی بد است اگر برگردیم.

مازیار گفت جان مادرت چیپ نزن!
در بازی پرسپولیس با الهلال در لیگ قهرمانان پشت پنالتی رفتم. مازیار زارع گفت جان مادرت چیپ نزن ولی آن پنالتی را چیپ زدم و اتفاقا گل هم شد.

بهترین سر توپ فوتبالی
سر توپ زیاد می زدم ولی در بازی بایرن با هانوفر بود که یکجا در محوطه جریمه سر توپ زدم که توپ به تیرک خورد. اگر گل می شد در آن شرایط برایم خوب بود.

در بایرن فقط حسن اذیت می کرد!
خدا را شکر در بایرن همه بچه ها خوب بودند و ما را هم سریع قبول کردند. فقط حسن (صالح حمیدزیچ) یک مقدار اذیت می کرد. او موذیانه عمل می کرد. شاید هم سفارش گرفته بودد که ما را اذیت کند.

شاید اگر برانکو دست می داد ساک را شوت نمی کردم
در جام جهانی بد بازی کرده بودم. شاید اگر موقع تعویض برانکو دست می‌‌داد فشار روی من کمتر می شد و ساک را شوت نمی کردم. اتفاقا ساک را با همان پایی شوت کردم که مصدوم  بود. ساک هم سنگین ترین ساک کنار نیمکت بود!

از دایی حمایت کردم ولی محروم شدم
تیم ملی در اردوی سرعین بود. همه می دانند انتقاد من از فدراسیون بود و از مربی (علی دایی) یک جورهایی حمایت کردم ولی بعدش محروم شدم. ابراهیمی (سرپرست تیم ملی) که با سرمربی وقت “من تو من” بود و سر ماجرای مالیات هم کارهایی کردند، به من گفت مصاحبه ام را تکذیب کنم ولی گفتم حرفم را زده ام  و آنرا تکذیب نمی کنم. باید رابطه بین بازیکن و مربی متقابل باشد.

۷ صبح به تهران برگشتم
بعد از آنکه محروم شدم، به دوستم زنگ زدم که با اتومبیل به اردبیل آمد. او شبانه راه افتاد و ۷ صبح رسید. آن موقع همه خواب بودند که اردو را ترک کردم و تا تهران پشت فرمان نشستم.

آشتی کنان زورکی با دایی
آشتی کنان زورکی که زیاد داشتیم. یکبار یکی من را هل داد طرف ایشان و اصلا نفهمیدم چه شد.

جوگیر شدم پیراهن پرسپولیس را نشان دادم
در بازی پرسپولیس با استیل آذین وقتی اخراج شدم، پیراهن پرسپولیس را نشان دادم. خوب شدم در آن بازی گل نزدم! فرصت دست داد پیراهن پرسپولیس را نشان دادم. آن موقع هم جوگیر شدیم!

رائول را زودتر می دیدم مسیر زندگی‌ام می توانست تغییر کند
رضایتنامه ام را از استیل آذین گرفته بودم که آقای فاضلی (مدیر برنامه کریمی) تماس گرفت و گفت با ماگات سرمربی شالکه صحبت کرده و به این تیم بروم. رائول هم در شالکه بود که واقعا الگوی بسیار خوبی بود. اگر رائول را زودتر می دیدم مسیر زندگی ام می توانست تغییرکند.

مانع بازگشتم به پرسپولیس می شدند
از شانس من یکسری آدمها آمدند که با بودنم در پرسپولیس مشکل داشتند و مانع ماندن یا برگشتنم می شدند. بالاخره یک روز همه چیز معلوم می شود.

برگشتم چون می خواستم دوباره بهترین بازیکن آسیا شوم
یکبار گفته بودم برگشتنم به پرسپولیس یک دلیل دارد که یک روز می گویم. دلیلش را همینجا می گویم. من دوست داشتم یکبار دیگر بازیکن سال آسیا شوم. پرسپولیس آن سال در لیگ قهرمانان بود ولی متاسفانه به این هدف نرسیدم.

مشکل با مربیان و مدیران
کریمی در پاسخ به این سئوال که” آیا اگر دوباره به عقب برگردی، با مربیان و مدیران دچار مشکل می شوی”؟ گفت: هیچکس نمی تواند خودش را عوض کند.

گل دوست داشتنی در بایرن
یکی از گلهایی که دوست داشتم در بازی بایرن با دورتمند بود. نیمه اول خوب کار نکرده بودم. ماگات (سرمربی بایرن) بین دو نیمه به من گیر داد که اینجا دوبی نیست و بازی در بایرن با امارات فرق دارد. در نیمه دوم گل زدم و این گل همیشه در ذهنم هست.

تنها حسرت ورزشی نماندن در بایرن بود
تنها حسرت ورزشی من عدم تمدید قرارداد با تیم بایرن مونیخ بود. آن موقع امکانش بود که قراردادم را تمدید کنم ولی به خاطر یکسری مسائلی که بود، تمدید قراردادم عملی نشد.

هاوش و هیرسا دیوانه فوتبال نیستند
هاوش و هیرسا (پسران کریمی) فوتبال بازی می کنند ولی بعضی وقتها هم تنیس و بسکتبال بازی می کنند. آنها مثل من دیوانه فوتبال نیستند. دوست دارم آنها سمت فوتبال نیایند و بیشتر سمت والیبال، بسکتبال یا تنیس بروند. فعلا که در کار بسکتبال هستند تا ببینیم کجا ول می کنند!

شماره هشت
شماره ای است که سالها پوشیدم. آن موقع در نخ این شماره نبودم و شاید می شد شماره شش، هفت یا ۹ را بپوشم ولی شماره ام روی هشت گره خورد و ماندگار شد.

 

کد/۲۰۲۰

۹۰tv.ir | پایگاه رسمی برنامه ۹۰ –

ویژه/هفت نکته از شماره ۷ که شاید نمی دانستید/هفت راز فرهاد!

وب سایت برنامه نود-حضور فرهاد مجیدی در برنامه نود هفته گذشته حسابی خبر ساز شد.

به گزارش وب سایت برنامه نود به نقل از هفته نامه ۵+۲  او که یک سال پیش و قبل از خداحافظی اش از فوتبال هم به برنامه نود دعوت شده بود و جواب رد داده بود، با حضور در نود هفته گذشته همه را امیدوار کرد که یک دوئل داغ را روی آنتن ببرد، اما مجیدی مقابل عادل فردوسی پور گارد گرفت و مصاحبه آنچنان جالب از کار درنیامد. ستاره محبوب استقلالی ها خیلی سربسته صحبت کرد و همین عامل باعث شد تا واکنش های مختلفی نسبت به حرفهایش در رسانه ها و سایت ها و شبکه های اجتماعی شکل بگیرد. در این مطلب ۷ نکته از زندگی فرهاد مجیدی را برایتان می نویسیم تا شاید کمی بیشتر با فرهاد مجیدی آشنا شوید و بدانید چرا روی آنتن آنطور برخورد کرد.

یک- کم حرف و خجالتی

فرهاد مجیدی از همان روزهای حضورش در فوتبال کم حرف وخجالتی و سر به زیر بود.در طول بازی کردنش چه در تیم منتخب فوتبال تهران و چه در بهمن و چه دراستقلال و چه در تیم های اماراتی، در زمین جزو کم حرف ترین بازیکنهاست و تنها زمانی حرف می زند و اعتراض می کند که یک بازیکن بتواند به او پاس گل بدهد، اما این کاررا نکند. آن وقت است که صدایش درنمی آمد و گلش را می زد.

دو-عاشق درآمد است

فرهاد مجیدی هم مثل بقیه فوتبالیستها عاشق پول درآوردن ودرآمد است. او سالها در امارات فوتبال بازی کرد چرا که هم پول خوبی می گرفت و هم اینکه وضعیت باشگاههای اماراتی در آن زمان بسیار خوب بود و در سطح اول فوتبال آسیا بازی می کرد و فرهاد مجیدی هم تنها ایرانی است که در فینال لیگ قهرمانان آسیا با تیم العین امارات، گل هم زده است. زمانی که به مجیدی گفته می شد که چرا امارات را دوست دارد، می گفت که هیچ جای جهان مثل اماراتی ها پول نمی دهند.

سه- فدایی ناصر حجازی

همه می دانند که فرهاد مجیدی فدایی ناصر حجازی و عاشقش بود اما شاید کمتر کسی بداند در فصل ۸۶-۸۷ و زمانی که ناصر حجازی دوباره سرمربی استقلال شد و مرحوم حجازی با وی تماس گرفت و او به استقلال آمد، حتی یک ریال هم از استقلال تهران نگرفت. این یک راز بزرگ است که شاید کمتر کسی از آن با خبر باشد.

چهار-متهم به دوپینگ

خودش می گوید وقتی همیشه خوب باشی متهم به دوپینگ می شوی. فرهاد مجیدی رکورد بیشترین تست دوپینگ را در لیگ برتر دارد. البته او با ۵ بار، فعلا رکورددار است و کریم باقری با سه بار در رده دوم است. سن هر دوی این بازیکنان بالا بود. اما شاید کمتر کسی بداند که به صورت هوشمندانه از فرهاد مجیدی تست دوپینگ گرفته می شد.همین ماجرا درباره خداحافظی آخرش هم پیش آمد و شایع کردند که تست دوپینگ او مثبت شده و به همین دلیل فدراسیون از او خواسته تا خداحافظی کند. اما این خبر در حد شایعه باقی ماند و هیچ وجه تایید نشد. البته اوج کار زمانی بود که مجیدی هم از تیم ملی و هم از استقلال خداحافظی کرد.

پنج-اینستاگرامش دست خودش است

فرهاد مجیدی علاقه ویژه ای به شبکه های اجتماعی دارد و شاید ندانید به غیر از خودش اینستاگرامش را به روزمی کند، صفحات اصلی اش در فیس بوک و توییترش را هم خودش به روز می کند. او در طول روز زمان ویژه ای را علاوه بر ورزش کردن به حضور در اینترنت اختصاص می دهد.البته او عاشق تک دختر و تک پسرش است و عکسهای آنها را مرتب منتشر می کند. بچه ها پیش مجیدی زندگی می کنند.

شش-فوتبال ایران را دنبال نمی کند

فرهاد مجیدی آنقدر بی حوصله است که نگویید و نپرسید. او حتی حال فوتبال نگاه کردن را هم ندارد و بازیهای تیم ملی را هم پیگیری نمی کند چه برسد به تیم های باشگاهی. دیدید که علیرضا جهانبخش مهاجم تیم ملی را نشناخت. فقط بازیهای استقلال را پیگیری می کند، آن هم برای اینکه آرزویش است روزی سرمربی استقلال شود. او اصلا از جمع های شلوغ نیست اما همیشه کری اش در جیبش است و عدد ۴ را به هر پرسپولیسی که برسد نشان می دهد.

هفت- به خاطر قلعه نویی رفت و برگشت

ماجرای خداحافظی اش از استقلال آن هم در میانه فصل و در زمان پرویز مظلومی هنوز رسانه ای و مشخص نشده اما داستان از این قرار بود که شماره هفت از یکی از مدیران باشگاه استقلال (درروزهای سرمربیگری پرویز مظلومی)شنیده بود که قرار است فصل بعدش قلعه نویی سرمربی استقلال شود(که شد) به همین دلیل استقلال را به مقصد الغرافه ترک کرد اما همین که دید هواداران در فصل بعد صدایش می زنند، با وجود اینکه دل خوشی هم از قلعه نویی ندارد، اما به استقلال برگشت و در قهرمانی استقلال نقش ویژه ای داشت.

۹۰tv.ir | پایگاه رسمی برنامه ۹۰ –

یک راز جالب از زندگی شخصی رادامل فالکائو

وبسایت رسمی برنامه نود – رادامل فالکائو ستاره کلمبیایی یونایتد ریشه بریتانیایی دارد.

به گزارش وبسایت نود، اسرار جالبی از زندگی فالکائو درز کرده است. طبق گزارش منابع انگلیسی، پدر پدر بزرگ فالکائو، اهل یورک شایر بوده است ( یورک شایر یک منطقه در انگلیس است که حدود ۱۰۰ مایل با منچستر فاصله دارد) و سپس به کلمبیا مهاجرت کرده است، و در آنجا توسط افرادی ناشناس به قتل رسیده است.

پدر فالکائو که اتفاقاً نام وی نیز رادامل است، در گفتگو با دیلی میل اذعان کرده است که به ریشه انگلیسیش افتخار میکند، و پدر بزرگش یک انگلیسی ورزشکار بوده است.

پدر فالکائو فاش کرد که زمانی که رادامل ( بازیکن کنونی یونایتد) ۱۳ ساله بوده است برای گرفتن پاسپورت بریتانیایی برای فرزندش تلاش کرده است، ولی درخواست وی رد شده است. قبول این درخواست می توانست حتی به معنی بازی کردن فالکائو برای انگلیس باشد. البته پدرش می گوید این کار را برای این انجام داده بود که به پسرش برای حضور راحت تر در اروپا و پیشرفتش کمک کند.

۹۰tv.ir | پایگاه رسمی برنامه ۹۰ –

گزارش ویژه/ راز شماره‌های عجیب فوتبالیست‌ها/ یک به علاوه ۸ می‌شود نه!

وب سایت برنامه نود- شاید در نگاه اول مهم نباشد که یک بازیکن فوتبال چه شماره‌ای می پوشد٬ اما همه علاقه‌مندان دوآتشه فوتبالی می‌دانند که برای برخی بازیکنان شماره‌ای که پشت پیراهن‌شان هک شده از خیلی چیز‌های دیگر مهم‌تر است. البته فلسفه شماره بازیکنان فقط به میل و علاقه بازیکنان به عددی خاص محدود نمی‌شود و هرشماره‌ای یادآور تاریخ و فلسفه‌ای خاص است. به ویژه در سالیان پیشین که هنوز شماره‌هایی مانند ۴۵ و ۹۹ مد نشده بود. در سالیانی نه چندان دور٬ موقعیت بازیکنان در زمین بود که تعیین می کرد هر یک از بازیکنان چه شماره ای را به تن کنند. مدافعان باید از شماره های ۲ تا ۵ را به تن می کردند، گوش‌ها ۷ یا ۱۱، و مهاجمان ۹ یا ۱۰٫ شماره ۶ مخصوص هافبک‌های دفاعی بود و ۸ را بازیکنان فانتزی‌باز می‌پوشیدند. اما در سال‌های گذشته ما شاهد اعداد عجیبی در پشت پیراهن برخی بازیکنان فوتبال دنیا هستیم. نمونه‌اش ماریو بالوتلی که همین ماه پیش به لیورپول پیوست و شماره عجیب ۴۵ را انتخاب کرد. بد نیست به همین بهانه نگاهی بیندازیم به شماره‌های عجیب چند سال گذشته برخی بازیکنان و چرایی انتخاب این شماره‌ها:

 

ایوان زامورانو

قدیمی‌ها این مهاجم شیلیایی را به خوبی به یاد دارند. او زمانی که در اروپا توپ می‌زد٬ به موفقیت های عظیمی دست یافت. ایوان در تیم رئال در ۱۳۷ بازی ۷۷ گل به ثمر رساند و چند سال بعد مورد توجه باشگاه اینتر میلان قرار گفت. اما زامارونا که عاشقانه شماره ۹ را دوست‌داشت و حتی در تیم شیلی هم این شماره را به تن می‌کرد٬ در بدو ورود به این باشگاه ایتالیایی با یک مشکل بزرگ رو به رو شد: پیراهن دوست‌داشتنی ایوان تن رونالدوی برزیلی بود. به قول بعضی‌ها رونالدوی اورجینال و همین کار را برای زامارونا سخت کرده بود. ایوان به ناچار به خبرنگاران گفت که می‌خواهد شماره ۱۰ را بپوشد. اما این شماره هم تن یکی از اسطوره‌های فوتبال ایتالیا یعنی روبرتو باجو بود و دوست مهاجم شیلیایی از آن کوتاه ماند. زامارانو که خوب می‌دانست رونالدو و باجو بازیکنان بزرگ‌تری از او هستند٬ در اقدامی خلاقانه شماره ۱۸ باشگاه اینتر را انتخاب کرد اما در عوض یک علامت جمع کوچک میان یک و هشت گذاشت تا مجموع آن ها همچنان ۹ باقی بماند. بد نیست بدانید که این تاکتیک از آن زمان تا کنون توسط بسیاری از بازیکنان تقلید شده و هنوز هم پشت پیراهن بسیاری از بازیکنان این قبیل علامت ها را می توان دید.

 

اوسیه آردیلس

در کهکشان ستاره‌های فوتبال آرژانتین٬ مطمئنا اوسیه آردیلس جای خیلی خوبی ندارد. فوتبال آرژانتین در این سال‌ها آنقدر ستاره داشته تا کمتر کسی نام آردیلس را به خاطر بسپارد. اما این هافبک ریزنقش آرژانتین به یک دلیل ساده و شاید هم عجیب در خاطر فوتبال‌دوستان دنیا باقی مانده. او اولین و معروف‌ترین هافبک و بازیکن دنیاست که شماره یک را در جام جهانی به تن داشت. شماره‌ای که به طور تاریخی متعلق به دروازه‌بانان است و هر گلری آرزوی پوشیدن آن را دارد. ماجرا از این قرار بود که در جام جهانی ۱۹۸۲ در اسپانیا، آرژانتین تصمیم گرفت تا شماره پیراهن های بازیکنان خود را بر حسب حروف الفبا مرتب کند. به این ترتیب اوسیه آردیلس تنها بازیکنی بود که در دروازه گلری نمی کرد اما شماره ۱ را به تن داشت. بد نیست این نکته را هم بدانید که تنها بازیکن آرژانتینی که آنزمان از این قاعده تبعیت نکرد، دیگو مارادونا بود که زیر بار پوشیدن شماره ۱۲ نرفت و همان شماره ۱۰ محبوب خود را به تن کرد.

ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که پانتلیس کافس هم که چند سال بعد در باشگاه اولمپیاکوس شماره ۱ را به تن می کرد در واقع به علت عشق و علاقه خود به آردیلس این شماره را می پوشید.

 

ماریو بالوتلی

آخرین خرید باشگاه لیورپول در فصل نقل و انتقالات تابستانی جاری یعنی سوپر ماریو، در تمام باشگاه های اینتر، منچسترسیتی و آ ث میلان شماره ۴۵ را به تن می کرد و حالا هم قرار است در آنفیلد شماره ۴۵ را بپوشد. برخلاف تصور٬ این مهاجم جنجالی را به دلیل اینکه جمع شماره‌هایش ۹ می‌شود انتخاب نکرده. او اعتقاد دارد عدد ۴۵ برایش شانس می‌آورد. همین و بس: ««زمانی که سه یا چهار بازی برای اینتر در میادین حضور یافتم، آن زمان که خیلی جوان بودم، شماره ۴۵ را می پوشیدم چرا که شماره ها برای بازیکنان جوان از ۳۶ تا ۵۰ بود.من شماره ۴۵ را انتخاب کردم و به شوخی می گفتم ۴ به علاوه ۵ می شود ۹ – من در تمام آن چهار بازی گل زدم. این شماره برای من شانس می آورد به همین خاطر است که ۴۵ را همیشه به تن می کنم.»

 

دیوید بکهام

دیوید بکهام را همه می‌شناسند. می‌گویند او معروف‌ترین فوتبالیست تمام دوران است. بکهام که یکی از ستاره‌های بی بدیل باشگاه منچستر محسوب می‌شود٬ در تمام دوران بازی‌اش دراولتدرافورد شماره ۷ افسانه‌ای این باشگاه را بر تن داشت و در تیم ملی انگلیس هم همین شماره را می‌پوشید. اما بکهام در سال ۲۰۰۳ با سرالکس فرگوسن دعوایش شد و منچستر را به مقصد مادرید و تیم اول این شهر ترک کرد. نکته جالب این انتقال جنجالی این بود که دیوید دیگر نمی‌توانست شماره ۷ را بر تن کند چرا که این شماره در آن در اختیار رائول گونزالز کبیر بود. بکهام هم ترجیح داد در باشگاه جدیدش شماره ۲۳ را بپوشد شماره‌ای که به دلیل علاقه دیوید به مایکل جردن٬ بسکتبالیست معروف آمریکا انتخاب شده بود. چرا که جردن همیشه همین شماره را در NBA به تن می‌کرد.

 

سه گانه ی آث میلان

در سال ۲۰۰۸، باشگاه میلان سه ستاره به نام های شوچنکو، رونالدینیو و فلامینی را به خدمت گرفت. نکته جالب این بود که هر سه بازیکن خواستار پوشیدن شماره‌هایی بودند که در آنزمان توسط سایر بازیکنان باشگاه پوشیده می‌شود. باشگاه میلان هم در اقدامی جالب سه شماره عجیب ۷۶، ۸۰ و ۸۴ را به این بازیکنان داد. دلیل این اقدام هم ساده بود. این شماره‌ها به ترتیب سال تولد شوچنکو، رونالدینیو و فلامینی بود.

 

رونالدو

رونالدو لوییز نازاریو دلیما را همه ما می‌شناسیم. مهاجم کچل تیم ملی برزیل در دهه گذشته. او بعد از عملکرد شگفت انگیزی که در باشگاه آیندهوون داشت به بارسلونا و بعد به اینتر و رئال مادرید نقل مکان کرد، رونالدو  بعد از اروپا گردی‌اش دوباره به ایتالیا بازگشت و اینبار به باشگاه آث میلان منتقل شد و شماره خاطره انگیز ۹۹ را برگزید. در آنزمان در ایتالیا شایعه شده بود که رونالدو به دلیل علاقه وافر به بستنی‌های ۹۹(نوعی مارک در ایتالیا) این شماره را انتخاب کرده است اما بعد از سوی این مهاجم برزیلی اعلام شد که در ابتدا شماره ۹ را می خواسته اما چون این پیراهن را پیپو اینزاگی می پوشیده، او هم شماره ۹۹ را انتخاب کرده است. بد نیست بدانید که رونالدو بعد‌ّها در باشگاه کورینتیناس هم در یک دیدار به افتخار ۹۹ سالگی این باشگاه شماره ۹۹ را به تن کرد.

 

خورخه کامپوس

کامپوس را نوستالوژی بازهای فوتبالی به خوبی به یاد دارند. دروازه بان مکزیکی که ۱۳۰ بار برای کشور خود در میادین حاضر شد و برخی اوقات شماره عجیب ۹ را به تن می کرد. بدد نیست بدانیدکه کامپوس در دوران جوانی خود مهاجم بود و به رغم موفقیت هایی که در این پست به دست آورد هرگز نتوانست از علاقه خود به دروازه بانی صرف نظر کند.

 

بیسنته لیزارازو

زمانی که این دفاع چپ فرانسوی برای بار دوم به بایرن مونیخ بازگشت تصمیم گرفت تا یک شماره جدید پشت پیراهن خود حک کند. بعد از گمانه زنی های فراوان کاشف به عمل رسید که این بازیکن شماره ۶۹ را به این خاطر انتخاب کرده که متولد ۱۹۶۹ بوده و قد او هم یک متر و ۶۹ سانتی متر است. جالب است؛ نه؟

امیرعلی مجیدی- وب سایت نود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


۹۰tv.ir | پایگاه رسمی برنامه ۹۰ –

راز زیبایی مسحورکننده رقص «سماع» چیست؟

رقص سماع که سال‌هاست به جاذبه گردشگری تبدیل شده، فیزیک خاص خودش را دارد. دامن دراویش در حال سماع را همان عاملی به رقص در می‌آورد که طوفان‌های مخرب را به راه می‌اندازد.
RSS